بچسید وبوی آن را اول خودتان استشمام
کرده باشید چه بلایی به سرتان آمده
است؟۱)بالاآورده اید
۲)از بو لذت بردید![]()
۳)خفه شده اید
۴)به خواب رفته اید![]()
از کونگوزها و رینغوزها و... خواهشمندیم به
سئوال کنگوز(کنکور)پاسخ دهند
|
۱)آیا تابه حال برای شما اتفاق افتاده است
بچسید وبوی آن را اول خودتان استشمام
کرده باشید چه بلایی به سرتان آمده
است؟۱)بالاآورده اید
۳)خفه شده اید
از کونگوزها و رینغوزها و... خواهشمندیم به
سئوال کنگوز(کنکور)پاسخ دهند
+ نوشته شده توسط پشکل در دوشنبه 23 آذر1388 و ساعت
15 |
دنیا مثل گوز زود میادو زود میره و بی ارزش هست پس چه خوبه که ما به این دنیای بی ارزش
انقد بها ندیمو خودمنو با مشکلاتش اذیت نکنیم و بیایم کارهایی رو انجام بدهیم که باعث شادی ما تو این دنیا بشه چون گوز اگه زود گزره در عوض صداش همروو شاد می کنه و این شادی هست که همیشه در ذهن آدما میمونه ...............
اگه بارون نمیباره ... بی خیال حال و روزت گریه داره ... بی خیال اگه روزت شب تاره ... بی خیال شبهای من زهر ماره ... بی خیال اگه تلخه !!! دم نزن / اگه زشت !!! جا نزن / اگه سخت !!! غرر نزن دنیا اینه ... همیــنه !!! عشقو باور میکنی / چشاتو تر میکنی / آخرش با این کارا !!! دل و پنچر میکنی ... پول با آدما چیکار میکنه !!! ازدست من فرار میکنه / من شب و روز کار میکنم ... تو دسته تو چیکار میکنه!!! پول با آدما چیکار میکنه !!! / آدمارو با هم یار میکنه / دوستارو نابکار میکنه / بعد از تو جیب ها فرار میکنه .../ عشقارو تارو مار میکنه : : : : : فقط بگم عزیز : دنیارو بی خیال
+ نوشته شده توسط پشکل در شنبه 22 تیر1387 و ساعت
5 |
توجه توجه توجه
ورود بیماران (( بوایسلی )) آخه باور کننین بخاطر خودتون میگم ...
+ نوشته شده توسط پشکل در پنجشنبه 14 دی1385 و ساعت
22 |
اولو آخر فیلم های خارجی (یا بکش **** اولو آخر فیلم های ایرانی ( یا عروسیه + نوشته شده توسط پشکل در پنجشنبه 14 دی1385 و ساعت
22 |
طبق آخرین تحقیق پزشکی ثابت شده + نوشته شده توسط پشکل در جمعه 24 آذر1385 و ساعت
13 |
خوشگلی در حال یوگاااااااااااااااا نازی پستونکشوووووووو
عاقبت پای رایانه نشستن ازین بهتر نمیشه عجب بالرینی جالیوانی جدید
حالا یک دو سه چهارررر
فضایی مدل جدید
+ نوشته شده توسط پشکل در سه شنبه 7 آذر1385 و ساعت
13 |
از اونجاي كه درخواستها براي اسم مستعار براي من زياد بود ... از اين پس اگه دلتون خواست شما هم مثل پدرم من رو موقشنگ خطاب كنيد اينها عكس منه و بابام ازم گرفته در چند زاويه... البته براتون يه مدل شينيون هم گذاشتم كه واقعا اولي به دومي هيچ ربطي نداره
فقط بخاطر شما تاجايي كه ممكن بود موهامو آزاد گذاشتم كه تو عكس خوب بيفته راستش تو هر بلاگي ميرفتم همه از 1000 زاويه از خودشون عكس گرفته بودن ... از تخم چشمشون بگير تا همين مونده كه از گوزشونم بگيرن و بزارن ما ببينيم منم چون دلم نشكنه ...خودمو تحويل گرفتم مونتاها از اونجايي كه ممكن بود زياد جو زده بشيد ... البته اين بركت الهي كه شامل حال من شده ... 1- زمستونا گرمم ميكنه ... 2-در كل هميشه جايي براي قايم باشك بازي حشرات هست ... 3- خواهرم معمولا چون سينوس داره ... 4- تو مهمونيا هميشه باحال ترين مو و پر ترين مو ماله منه ... 5- وقتي صبحها پا ميشم... 6- البته توي موهام انگار مش طلايي و فر ريزه بامزه اي داره ... 7- من عاشق آبم ولي خانوادم يك مقدار با زياد حمام رفتن من مشكل دارن .... 8- از همه مهم تر هميشه شاديو به خونه ميارم ...
+ نوشته شده توسط پشکل در شنبه 27 آبان1385 و ساعت
17 |
تاحالا باکسی دعواتون شده ؟؟؟
من که یه بار دعوام شد واسه هفت پشتم بسه مونتاها من با آدم دعوام نشده ... هااااااا با خروس دعوام شد
چه خوردنی کردم ازش تا عمر دارم یادم نمیره با آدم دعوام می شد انقدر نمی خوردم که ازیه حیوان خوردم خروسه بد جور زد منو .... آخه یکی نبود بگه مگه مرض داشتی که رفتی سراغ تخمهای مرغه !!! داستان از اونجایی شروع میشه که ... دیدم مرغه خیلی سرو صدا راه انداخته ... !!! گفتم برم ببینم چی شده با این که از خروس می ترسیدم ولی رفتم نگو مرغه تخم کرده بود منم رفتم داخل حیاط تا تخمشو نگاه کنم آقا همین که رفتم داخل حیــــــــاط ... دیدم خروس بد جور داره نگام می کنه انگار اومدم تخم های اونو ببینم ولی نیومد جولو باخودم گفتم چه خوب شده ...دیگه نمیزنه.... بزا برم داخل حیاط...این که کاری نداره باهام ــــــــــــــــــــــــــــ خروس قصه ی ما دید من اومدم تو حیاط از جاش پاشد ... آروم آروم اومد ... اد وایساد پیشه من حالا منم دلم دل تو دلم نیست ... یه نگاه کردم بهش ... میبینم که کلشو کج کرده ... داره یوری یوری نگاه من میکنه !!! کــه یهو یه نوک زد به پام ... ازاونجایی که میدونستم عکس العمل نشون بدم بد تر میکنه ... هیچ کار نکردم باز چند تا نوک دیگه پشت سر هم زد ... اما بس نکرد که ه ه ه ه ه یهو ... دیودنــــــــه شد !!! دیدم بالاشو باز کرد سرشو سیخ کرد منم دیدم داره میاد.... گوشامو گرفتم ...چشامو بستمو شروع کردم به جیغ زدن اونم می پرید نوک می زد به پشت گردنم دیونه با اون هیکل گندش می پرید منو می زد حالا از شانس بدم من استینم گیر کرد تو در ..... اونم همین جور می زد منم چشما از ترس باز نمی کنم حالا..... همینجور دارم جیغ میزنم تا مامانم به سختی منو کشید تو خونه و در حال حاضرم که می بــینید ... به قول بابام هنوز زندم + نوشته شده توسط پشکل در شنبه 20 آبان1385 و ساعت
0 |
راه راه مدهااااا
نازی ی ی
دالــــــــــی !!!
اه ه ه ه ه ه خراب شـــــد !!!
اها اها یــــکم اونــــور تـــــر ...
وای .... !!! واسه خاله بازی خوبه ...
(( تقدیـــــم با عشـــق ))
کمک کنـــــــید ...
گــوشم کــو و و و !!!
زیبــــا ...
وای وای خوشـــگل مـــن
جــام راحـــته
بکنـم مماختــو ... ؟؟؟ آتیـــشپاره کجا رفتــه
نازی نازی نازی ...
نوبتــه منــه ... نکن !!!
بــرو اون ور
خــدا مرگــم بده !!!
کیـــسه یادت نره
با با ایـــول
*** نظر فراموش نشه ***
+ نوشته شده توسط پشکل در چهارشنبه 17 آبان1385 و ساعت
23 |
|
___________________
__________________
|